مرتضى راوندى
104
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كارهاى غيلان بود ، وى را نزد خود طلبيد و به جرم سركشى ، دست و پايش را قطع كردند . ولى اين مجاهد سرسخت ساكت ننشست و با شهامت و جسارت حرفهايش را مىزد تا اينكه به جرم قيام عليه حكومت كشته شد . « در اين موقع جهم بن صفوان قيام نمود . او نيز به جرم امر - به معروف به قتل رسيد ، ليكن اين خونها به هدر نرفت . مسألهء عدل و امر به معروف ريشه دوانيد و به قدرى قوت گرفت كه جمعيت انبوهى كه سرانجام به عنوان معتزله خوانده شدند ، آن را داخل در اصول اوليهء اسلام كردند . بايد دانست كه در ميان اصول پنجگانهء فرقهء معتزله دو اصل كه عبارت از عدل و امر به معروف باشد ، آغازش از همينجاست . كار اين جماعت بالا گرفت تا جايى كه چون وليد بر تخت نشست ، شمارهء اين فرقه به هزارها رسيده بود . حتى از خود بنى اميه يزيد بن وليد همين مذهب را برگزيد . وليد وقتى كه به خلافت رسيد ، به هوسرانى و ميخوارگى پرداخت . يزيد اين را ديد و علم مخالفت برافراشت و هزاران معتزله به او پيوستند و بالاخره وليد محصور گرديده به قتل رسيد . بعد از قتل او يزيد به خلافت انتخاب شد . و اين اولين روزى است كه « اعتزال » بر اريكهء سلطنت جاى گرفته است . ذكر اين نكته در اينجا قابل توجه است كه وقتى كه يزيد عليه وليد بهپا خاست ، يكى از طرفداران او عمر بن عبيد بود كه از ائمهء بزرگ اعتزال بهشمار مى - آمد . » « 25 » پس از يزيد ، معاويهء ثانى كه مردى سليم النفس بود ، پس از 6 ماه خلافت استعفا داد و مردم مكه با عبد اللّه بن زبير بيعت كردند . اين مرد مدت 9 سال به استقلال خلافت كرد . عدهاى از بنى اميه از جمله مروان بن حكم عامل مدينه نيز حاضر شدند كه با او بيعت كنند ولى اين مرد بىتدبير نپذيرفت . مروان ناچار به شام گريخت و در آنجا ياران خود را جمع كرد و در سال 64 به طرفداران عبد اللّه بن زبير فائق آمد و سلسلهء آل مروان را بنيان نهاد و در قصر معاويه مسكن گزيد . دوران خلافت مروان فقط يك سال بود . پس از او عبد الملك كه پس از معاويه بزرگترين خليفهء اموى است ، زمام امور را به دست گرفت . از وقايع مهم خلافت او خروج مختار است . قيام مختار چند سالى پس از فاجعهء كربلا ، عدهاى از شيعيان كوفه از قصورى كه در يارى امام حسين كرده بودند ، نادم شدند و خود را توبهكاران خواندند . نخستين مساعى اين جمعيت ، تحت رهبرى سليمان و مسيب ، به نتيجه نرسيد . پس از آنكه مختار بن ابى عبيدهء ثقفى زمام اين جماعت را در دست گرفت ، كار آنان رو به پيشرفت نهاد . مختار براى توفيق در كار خود ، تنها اعراب را به خونخواهى حسين بن على دعوت نكرد ، بلكه او على رغم روش بنى اميه در سال 64 هجرى باموالى كه شمارهء آنها در كوفه فراوان بود ، از در لطف و مدارا درآمد ، آنها را بر مركب نشاند و از غنايم جنگ نيز آنان را بهرهمند ساخت . در نتيجه شمارهء موالى در سپاه مختار چند برابر اعراب بود . گويند اردوى ابراهيم بن مالك اشتر ، سردار مختار ، چنان از اين ايرانيان آكنده
--> ( 25 ) . همان ، ص 14 به بعد ( به اختصار ) .